|
|
|
سیاست راهبردی آمریکا در مقابله با بیداری اسلامی
|
چکیده
پدیدهی بیداری اسلامی که با عبارات احیای اسلام، جنبش اسلامی و بینادگرایی
مطرح میشود، حدود یک قرن است که یکی از مسائل خاورمیانه میباشد. پیروزی
انقلاب اسلامی در ایران ابعاد بیداری اسلامی را بینالمللی و شتاب و تأثیر
شگرفی بر تحولات سیاسی و فرهنگی داشته است.
دولت آمریکا برای تسلط خاورمیانه به عنوان
اولین گام در راستای تسلط بر جهان و اجرای استراتژی تکقطبی کردن جهان و
خود را «قلدر محله کردن»؛ با سه هدف مشخص، اقدامات خود را آغاز کرده است:
1.تسلط بر مراکز نفتی و دولتهای صاحب نفت برای تأمین هزینههای سلطهی جهانی خود و جلوگیری از قدرت گرفتن دولتهای صادرکننده نفت.
2. تأمین امنیت و سلطهی اسرائیل و صهیونیسم بر خاورمیانه که بخشی از سیاست مشترک جهانی آمریکا میباشد.
3. مهار و یا انحراف اسلام سیاسی و کنترل جنبشهای اسلامی برای جلوگیری از نفوذ این جریان به خارج از منطقه خاورمیانه.
اگرچه اقدامات انجام شده برای سرکوب موج گرایش به اسلام سیاسی ـ انقلابی
موفقیتی نداشته اما استحاله فرهنگی، غلبهی تفکر سکولاریسم، نفوذ عوامل خود
در مراکز آموزشی، فرهنگی و رسانهها و به راه انداختن جنگ روانی ـ
تبلیغاتی بر ضد اسلامو مسلمانان، تحت عناوین مبارزه با تروریسم، دفاع از
حقوق بشر، نابودی سلاحهای کشتار جمعی و هستهای، برقراری دموکراسی،
برنامه راهبردی آمریکا در قرن 21 میباشد که تلاشهای زیادی در جهت اجرای
آنها در جریان است و به این دلیل چالشهای گسترده در منطقه وجود دارد.
مقدمه
ابتدای قرن چهاردهم نقطهی آغاز تحول و حرکت جدیدی در جهان اسلام بود.
اگرچه حرکت مزبور کندوتا حدودی نامحسوس بود ولی به تدریج احیای حیات سیاسی و
اجتماعی مسلمانان و حضور آنان در صحنههای مبارزاتی و طرح گفتمانهای
حکومت دینی، عدالتخواهی، استقلالطلبی، اصطلاح بیداری اسلامی را در
فرهنگ سیاسی و بینالمللی وارد کرد.
بیداری اسلامی که در ابتدا بیشتر جنبه داخلی و مرتبط با مسائل اجتماعی
مسلمانان داشت، پس از چند حرکت سیاسی بر ضد سلطه نیروهای خارجی و استعماری
به موضوع مهم و حیاتی دولتهای بزرگ تبدیل شد. با اجرای طرحهای کوتاهمدت و
بلندمدت توسط قدرتهای بزرگ استعماری، جریان بیداریو جنبشهای اسلامی حدود
یک قرن مبارزات و مشکلات بسیاری را پشت سر گذاشت و سرانجام در آخرین سال
قرن چهاردهم هجری با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، اوضاع و احوال جدیدی
شکل گرفت که در ادامهی خود تحولات و دستاوردهای فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و
بینالمللی زیادی داشته است. به گونهای که بازتاب و پیامدهای این پدیده،
موضوع مستقلی است که در غالب مراکز تحقیقات استراتژیک جهان اکنون مورد
پژوهش درگفتگو و کتابها و مقالات بسیاری در این زمینه چاپ و منتشر شده
است. آنچه در این نوشتار مورد بررسی قرار میگیرد، سیاست راهبردی سلطهی
استکباری سرمایهداری و به ویژه ایالات متحده آمریکا به عنوان بزرگترین
دولت استکباری و رهبر جهان سرمایهداری، در قبال بیداری اسلامی و استراتژی
مقابله با حرکتهای مبارزات ناشی از آن میباشد.